داغ ها بسیارست

دردها سرشارست

وقت تنها شدنت-

که همه از غم تو بیخبرند-

و به سردابه ی تنهایی خویش-

هق و هق میگریی-

دم به دم میسوزی-

اوج این اشک و شرر را به که باید گفتن؟

رنج این دیده ی تر را به که باید گفتن؟

به من ای همدم همدرد بگو:

این همه درد بشر را به که باید گفتن؟

سینه ام میسوزد

و همه بیخبرند

تو بگو

این خبر را به که باید گفتن؟

به که باید گفتن؟"

"مرسی از اقا سیاوش راستکار"